مكانهاي كردش كري

مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : زاهدان
مسیر سفر : -
فهرست جاذبه ها : موزه زاهدان - مسجد فیض الرحمن - موزه مرکز تحقیقات محیط زیست - مسجد مکی - بازارهای سنتی شهرزاهدان- گودواره سیکها -کارگاه اموزشی هنرهای سنتی - مجتمع تفریحی رفاه- ساختمان قدیمی پست -ساختمان دادگستری قدیم - کتابخانه اسناد کامبوزیا- کلاته رزاق زاده - شهربازی لاله1-مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : زاهدان
مسیر سفر : -
فهرست جاذبه ها : موزه زاهدان - مسجد فیض الرحمن - موزه مرکز تحقیقات محیط زیست - مسجد مکی - بازارهای سنتی شهرزاهدان- گودواره سیکها -کارگاه اموزشی هنرهای سنتی - مجتمع تفریحی رفاه- ساختمان قدیمی پست -ساختمان دادگستری قدیم - کتابخانه اسناد کامبوزیا- کلاته رزاق زاده - شهربازی لاله

  
2- مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : زابل
مسیر سفر : زاهدان سه راهی دشتک - محمد آباد
فهرست جاذبه ها : شهر سوخته - طبیعت زیبای چاه نیمه - قلعه رستم - کوه خواجه - ارگ سه کوهه -دهانه غلامان - قلعه دوست محمد خان - قلعه مچی - روستای قلعه نو - آسباد سیستان - زیارت بی بی دوست - زیارت آقا سید باقر - دریاچه هامون



3- مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : سراوان
مسیر سفر : زاهدان - خاش - سراوان
فهرست جاذبه ها : سرو کهنسال روستای ده پابید- مناره مسجد قدیمی خاش - زیارتگاه مرتضی علی - قلعه حیدر آباد خاش - قلعه کنت - قلعه دزک - مسجد دزک - قلعه سب - تپه کلاتک - سنگ نگاره های دره نگاران - اسپیچ - روستای کلپورگان - روستای ناهوک



4- مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : نیکشهر
مسیر سفر : زاهدان - خاش - ایرانشهر - نیکشهر
فهرست جاذبه ها : سرو کهنسال دهپابید- مناره مسجد قدیمی خاش - زیارتگاه مرتضی علی - قلعه حیدر آباد - قلعه ناصری ایرانشهر - بیت رهبری - موزه ایرانشهر - قلعه بزمان - قلعه چهل دختر - درمانگاه قدیمی ایرانشهر - قلعه قصر قند - باغ کشاورزی بمپور


5- مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : چابهار
مسیر سفر : زاهدان - خاش - زابلی - سرباز - راسک – چابهار
فهرست جاذبه ها : سرو کهنسال روستای ده پابید - منازه مسجد قدیمی خاش - زیارتگاه مرتضی علی - قلعه حیدر آباد - قلعه قدیمی سرباز - قلعه پیشین - حیات وحش سرباز - ( مامن تمساح پوزه گوتاه گاندو) - مقبره سید غلامرسول - قلعه تیس - عمارت قدیمی پست چابهار - موزه چابهار - مسجد بزرگ تیس - قلعه پرتغالیها - تالاب صورتی - گلفشان - کوههای مینیاتوری - سواحل ماسه ای - جنگلهای شناور حرا - سواحل صخره ای

5- مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : چابهار
مسیر سفر : زاهدان - خاش - زابلی - سرباز - راسک – چابهار
فهرست جاذبه ها : سرو کهنسال روستای ده پابید - منازه مسجد قدیمی خاش - زیارتگاه مرتضی علی - قلعه حیدر آباد - قلعه قدیمی سرباز - قلعه پیشین - حیات وحش سرباز - ( مامن تمساح پوزه گوتاه گاندو) - مقبره سید غلامرسول - قلعه تیس - عمارت قدیمی پست چابهار - موزه چابهار - مسجد بزرگ تیس - قلعه پرتغالیها - تالاب صورتی - گلفشان - کوههای مینیاتوری - سواحل ماسه ای - جنگلهای شناور حرا - سواحل صخره ای

  
6- مبدا سفر : زاهدان
مقصد سفر : راسک
مسیر سفر : زاهدان - خاش - ایرانشهر - راسک
فهرست جاذبه ها : سروکهنسال روستای دهپابید - مناره مسجد قدیمی شهر خاش -زیارتگاه مرتضی علی - قلعه حیدر آباد خاش - قلعه ناصری ایرانشهر - قلعه دامن - گلفشان پیر گل - موزه ایرانشهر - بیت رهبری - قلعه بزمان - قلعه چهل دختر - درمانگاه قدیمی ایرانشهر - قلعه قدیمی سرباز - قلعه پیشین

محوطه آتشکده مغ

محوطه آتشکده مغ مربوط به دوره اشکانیان  است و در شهرستان سرباز، بخش سرباز، دهستان سرباز، ۵۰۰ متری غرب روستای مغ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۷۱۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

شهرستان سرباز مستعد توليد ميوه گواوا در کشور است

شهرستان سرباز مستعد توليد ميوه گواوا در کشور است

سامي: شهرستان سرباز با دارا بودن ۱۲۰ هکتار از باغ هاي گواوا از مهم ترين مناطق توليد اين ميوه در سيستان و بلوچستان و حتي کشور محسوب مي شود.مدير جهاد کشاورزي سرباز اظهار داشت: گواوا يا به تعبير مردم منطقه زيتون از بهترين ميوه هاي گرمسيري دنياست که با شرايط آب و هواي جنوب سيستان و بلوچستان سازگاري بسيار مناسبي دارد.«نصير افضل زايي» افزود: اين ميوه از لحاظ اقتصادي و تغذيه داراي اهميت ويژه اي است که به صورت تازه خوري مصرف و در صنايع تبديلي براي تهيه آب ميوه، کمپوت، اسانس و پودر استفاده مي شود.وي تصريح کرد: ميوه اين درخت در زمستان که بازارها خالي از ميوه هاي نوبر و تازه است، برداشت مي شود وکمبود ميوه هاي تازه در اين فصل را تامين مي کند.وي گفت: برداشت ميوه گواوا در شهرستان سرباز از اسفند ماه آغاز شده است که پيش بيني مي شود تا پايان فصل برداشت بيش از هزار تن برداشت شود.وي تهيه ژله، مربا و پوره در صنايع شيريني سازي و استفاده از چوب و پوست اين درخت در صنايع چوب و رنگ رزي را از ديگر کاربردهاي آن اعلام و تصريح کرد: شرايط اقليمي خاص در مناطق جنوبي سيستان و بلوچستان سبب شده است تا اين مناطق، مستعدترين نقطه کشور براي کشت ميوه هاي گرمسيري از جمله موز، انبه، کنار، گواوا، چيکو و بادام باشد.


بلوچستان پاشنه آشيل پرويز مشرف

بسم الله الرحمن الرحيم

بلوچستان پاشنه آشيل پرويز مشرف

 نويسنده: كمال الدين باركزي

قتل نواب اكبر بوگتي، براي جنرال پنج ستاره پا كستاني(پرويز مشرف) نه تنها يك پيروزي نظامي محسوب نمي شود بلكه با توجه به ابعاد و جنبه هاي مختلف اين قضيه، مي توان به صراحت ادعا كرد كه اين حادثه، يكي از بزرگترين اشتباهات رئيس جمهور پاكستان است.

قتل نواب بوگتي، نوعي اعلان جنگ از سوي پرويز مشرف عليه اقوام و طوايف بلوچ تلقي مي شود كه از لحاظ جمعيت، اكثريت ساكنان ايالت بلوچستان را تشكيل مي دهند.

بعيد به نظر مي رسد كه بلوچ ها، بر اثر تهديد و ارعاب دولت فدرال، قتل رهبر 79 ساله خود را فراموش كنند و يا با اين حادثه، دست از مبارزه و مخالفت عليه جنرال ها و سياستمداران اهل پنجاب بردارند.

تا قبل از كشته شدن بوگتي، جنگجويان و شورشيان بلوچ، يك سلسله خواست هايي را مطرح مي كردند كه مهم ترين آن خودمختاري ايالت بلوچستان و اختصاص يافتن درآمد هاي حاصل از منابع زير زميني اين ايالت، به اهالي فقير و بي بضاعت بلوچستان و جلوگيري از انتقال سرمايه هاي بلوچستان به ايالت هاي پنجاب و سند بود.

بلوچستان، بزرگترين حوزه گازي پاكستان محسوب مي شود. رهبران بلوچ مدعي اند كه اين سرمايه طبيعي بدون آنكه در خود ايالت مصرف شود توسط فرمانروايان پاكستان كه عمدتاً اهل پنجاب مي باشند، در ايالت هاي پنجاب و سند انتقال داده مي شود.

در حاليكه ايالت بلوچستان، يك منطقه فراموش شده است و از لحاظ اقتصادي و سطح درآمد ملي در مقايسه با ايالت هاي سند و پنجاب، در پايين ترين حد قرار داشته و كل منطقه در فقر و بحران اقتصادي بسر مي برد.

بلوچها سيستم اقتصادي دولت فدرال را  تبعيض آميز و ناعادلانه مي دانند و به همين جهت از داعيه خود مختاري بلوچستان به عنوان بزرگترين هدف سياسي خود پيروي مي كنند.

اما تحليلگران سياسي منطقه، معتقدند كه كشته شدن نواب اكبر بوگتي بدستور مستقيم پرويز مشرف، كل اين ايالت را ممكن است دستخوش بحران و آشوب نمايد زيرا؛

1-   با اين حادثه، نه تنها شورشيان مسلح بلوچ، بلكه مجموع ناراضيان اين قوم، جبهه قدرتمندي را عليه دولت فدرال و شخص پرويز مشرف تشكيل خواهند داد.

2- ممكن است داعيه خودمختاري بلوچ ها، بعد از قتل بوگتي، به آرمان استقلال طلبانه تبديل شود.

3- با تشديد ناآرامي ها در ايالت بلوچستان، موقف مخالفان سياسي پرويز مشرف از جمله نواز شريف و بي نظير بوتو، كه براي بقدرت رسيدن مجدد خود لحظه شماري مي كنند بيش از پيش تقويت شود و طرفداران نهضت دموكراسي در پا كستان، با استفاده از تقطه ضعف دولت در ايالت بلوچستان، فشارهاي خود را براي بركناري مشرف از قدرت، افزايش دهند.

4- برخي از صاحبنظران پاكستاني، وقوع دور جديدي از جنگهاي نژادي و درگيري هاي فرقه اي را در اين كشور پيش بيني مي كنند و معتقدند كه با قتل بوگتي و ناآرام  شدن ايالت بلوچستان، عنصر جديدي در اين جنگها و درگيري ها افزوده شده است و آن مخالفت يكپارچه قوم بلوچ با سياست هاي دولت مركزي فدرال است.

5- آشوب در بلوچستان پاكستان از لحاظ اقتصادي نيز پي آمدهاي ناگواري براي دولت و مجموعه سيستم سياسي پاكستان به دنبال خواهد داشت.

حداقل تا زمان روشن شدن تكليف بحران در اين ايالت، پروژه پايپ لاين يا انتقال گاز ايران به هند كه از همين ايالت عبور مي كند معطل و بلاتكليف خواهد ماند.

زيرا با وضعيت بحراني در بلوچستان، دولت هاي هند و ايران، هيچكدام مائل به احداث اين پروژه چند ميليارد دالري نخواهند بود.

نگراني اين دولت ها كاملاً موجه و قابل درك است زيرا در چنين اوضاع آشفته و بحراني، دولت فدرال پاكستان قادر به تامين امنيت اين پايپ لاين  نيست، و بنا بر اين از صدها ميليون دالري كه قرار بود ساليانه حق نرانزيت بگيرد محروم خواهد شد.

همچنين با بحراني شدن اوضاع در بلوچستان پروژه فعال سازي بندر گوادر در اين ايالت، با مشكل بسيار جدي روبرو شده است.

دولت پاكستان با طرح يك برنامه استراتژيك سياسي – اقتصادي قصد دارد بندر گوادر در ايالت بلوچستان را با قندهار افغانستان وصل و از طريق قندهار – هرات و قندهار كابل، ضمن تصرف بازارهاي افغانستان، جمهوريهاي آسياي مركزي را از طريق يك شاهراه زميني با پاكستان وصل نمايد.

فعال شدن بندر گوادر در ايالت بلوچستان، سالانه صدها ميليون دالر و بلكه بيشتر، حق ترانزيت مال التجاره كشورهاي آسياي مركزي نصيب پاكستان خواهد كرد و اسلام آباد به آرزوي ديرينه خود كه حضور در ماركيت بزرگ آسياي مركزي است دست خواهد يافت.

اما غائله بلوچستان، وضعيت بندر گوادر را همچون وضعيت پايپ لاين انتقال گاز ايران به هند، در هاله اي از ابهام فرو برده است.

6-   با آماده شدن زمينه هاي اغتشاش قومي در ايالت بلوچستان، پرويز مشرف و در مجموع فوج پاكستان، اكنون خود را  در دايره تنگ مخالفان سياسي و نظامي قرار داده اند. اين دايره هر روز تنگ تر مي شود.

در ايالت سرحد كه قبايل پشتون اكثريت دارند چيزي به نام حاكميت دولت فدرال به چشم نمي خورد، در اكثر مناطق اين ولايت، قبايل پشتون در تحت نظام و سيطره حاكميت غير رسمي طالبانيسم زندگي مي كنند.

در ايالت سند، دولت فدرال با دو چالش بزرگ سياسي روبرو است، يكي جنبش قوم مهاجر و دوم هواداران حزب مردم به رهبري بي نظير بوتو كه  گفته مي شود براي دستيابي به قدرت و خلع پرويز مشرف از رياست جمهوري در حال مذاكره و زد و بندهاي سياسي با برخي از قدرتهاي بيروني از جمله ايالات متحده آمريكا و انگلستان است.

پيش بيني ها حاكي از آن است كه هرگاه بحران در بلوچستان، به نحو آرام و مسالمت آ ميز حل و فصل نشود، در دستگاه رهبري پاكستان تغييرات و جابه جايي هاي مهمي روي خواهد داد.

به اعتقاد  صاحبنظران پاكستاني، تاوان حوادث و ناآرامي هاي بلوچستان را شخص پرويز مشرف و حلقات نظامي آي اس آي بايد پس بدهند.

در ايالت سرحد، پشتونها، حكومت هاي محلي قبيله سالار دارند. در ايالت سند، مخالفان سياسي مشرف در كمين نشسته اند.

اوضاع بلوچستان، سومين ايالت پاكستان نيز به شدت بحراني و ناآرام است.

در اين ميان، آقاي مشرف و جنرال هاي فوج پاكستان، تنها به ايالت پنجاب كه پرجمعيت ترين و ثروتمند ترين ايالت  پاكستان است چشم دوخته اند. اما در ايالت پنجاب نيز نقش احزاب سياسي و گروههاي مذهبي مخالف دولت، و از همه مهم تر نقش نواز شريف را نمي توان ناديده گرفت.

بطور كلي، حكومت نظامي پاكستان از يكسو در عرصه داخلي، با سه ايالت مخالف روبرو است و از جانب ديگر هند و افغانستان به عنوان دو همسايه پاكستان،  نقش دو رقيب آشتي ناپذير را دارند  كه مايل اند دولت پاكستان هر چه بيشتر در گرداب بحران هاي داخلي فرو رفته و در وضعيت شكننده اي قرار بگيرد.

 ديدگاه زمامداران افغان در قبال مسايل بلوچستان:

در مراسم فاتحه گيري نواب اكبر بوگتي در كابل كه هيات كابينه، رئيس و اعضاي پارلمان و ديگر شخصيت هاي ملي و سياسي افغان شركت كردند از نواب بوگتي به عنوان شهيد و مبارز راه آزادي نام برده شد.

اين موضوع و ديگر ابراز همدردي هاي دولت  افغانستان در اين باره نشان دهنده اين واقعيت است كه زمامداران كابل از داعيه بلوچ هاي پاكستان صريحاً حمايت و پشتيباني مي كنند.

دولت افغانستان پاكستان را به دخالت هاي آشكار در خشونت هاي جنوب كشور متهم مي كند و لذا قلباً تمايل دارد تا اسلام آباد هرچه بيشتر در بحران داخلي فرو رفته و فرصت مداخله در افغانستان را نداشته باشد.

از اين گذشته مقامات كابل قصد دارند با حمايت از مبارزات بلوچ هاي پاكستان حمايت و پشتيباني بلوچ هاي افغانستان را كه در قالب شوراي سراسري قوم بلوچ تمركز يافته اند جلب نمايند.

بر هيچكس پوشيده نيست كه بعد از ناآرامي هاي بلوچستان پاكستان، تعدادي از رهبران بلوچ آنكشور، در كابل و تحت حمايت دولت افغانستان بسر مي برند و بسيار طبيعي است كه كابل از حضور اين عده از رهبران بلوچ پاكستاني علاوه بر سنت مهمان نوازي به عنوان يك اهرم فشار جهت معامله هاي كالان سياسي، با دولت اسلام آباد  استفاده كند.

نزديكي روابط كابل و رهبران بلوچ پيام ديگري نيز به همراه دارد و آن اينكه مقامات دولت  افغانستان در صدد دستيابي به بحر آزاد از طريق ايالت بلوچستان مي باشد.

افغانستان يك كشور محاط به خشكه است و لذا دسترسي به بنادر بحري يكي از رؤياهاي كهن دولت هاي افغاسنتان محسوب مي شود، حتي در بعضي محافل سياسي كابل گفته مي شود هرگاه دولت پا كستان، حق افغانستان را به داشتن يك كريدور زميني به بحر هند از طريق ايالت بلوچستان به رسميت بشناسند به نفع كابل است كه تحت يك سلسله تضمين هاي بين المللي، از ادعاي خود بر سر مسأله خط ديورند صرفنظر كند.

ديدگاه آمريكا و ناتو در قبال حوادث بلوچستان:

آمريكايي ها و فرماندهان نظامي ناتو، از اين جهت به حوادث بلوچستان علاقمند اند كه؛

  1. پاكستان را براي جلوگيري از فعاليت هاي مسلحانه طالبان و القاعده در افغانستان تحت فشار بيشتر قرار دهند.
  2. غرب بخصوص آمريكايي ها در صدد ايجاد يك دولت كوچك محلي بلوچ در ايالت بلوچستان مي باشند تا از اين طريق زمينه را براي اجراي اهداف و گام هاي بعدي خود در منطقه مساعد نمايند.
  3. از احداث پايپ لاين يا خط انتقال گاز ايران به هند، جلوگيري نمايند. محاصره ايران و فراهم ساختن زمينه براي تجزيه پاكستان، جزو اهداف بلند مدت و استراتژيك ايالات متحده آمريكا در منطقه بلوچستان پاكستان است. آمريكاييها براي تحقق اين اهداف توسعه طلبانه خود، روي بعضي دولت هاي منطقه از جمله هند و احتمالاً افغانستان حساب هاي كلاني باز كرده اند.

نگاهی به حوادث بلوچستان    

 
 
پاکستان: جنگ خط لوله ها و یا نبرد هویتها؟

خواجه بشیر احمد انصاری

 

 

آغاز داستان
هند: امنیت کشور و یا امنیت انرژی؟
چین
بندر گوادر
داستان بلوچستان
نتیجه

 
مدتی می شود که اقلیم بلوچستان هم در ایران و هم در پاکستان شاهد حوادث خونینی شده است که در آنجا صبغۀ مذهبی به خود گرفته است و در اینجا هویت قومی، در حالی که ریشه های اصلی این کشمکش در چاه های نفتی و منابع گازی و راه های ترانزیتی انرژی در این حوزه نهفته بوده است. حوادث بلوچستان را باید در پرتو کشمکشهای جیو استراتیژیک جاری بر روی سرزمین پهناور «پایپلانستان» مطالعه نمود؛ منطقه ای که یک طرف آن در آسیای میانه قرار دارد و مرز دیگر آن در سواحل بحر هند.
اگر در صدد ریشه یابی انگیزه ها و عوامل این بحران شویم ، ریشه های آن را در اعماق تاریخ ، فرهنگ ، مذهب و هویت نژادهای ساکن در این منطقه نه بلکه در پایتخت کشور هایی خواهیم یافت که یک زمان خود مشکل می آفرینند و زمانی دیگر بحرانی را تشدید می بخشند.
آنچه در بلوچستان می گذرد در حقیقت ادامۀ همان کشمکشی است که در دهۀ نود قرن بیستم میلادی میان پروژه ای امریکایی که تلاش می ورزید تا آسیای میانه را به بحر هند وصل نماید و پروژه های رقیب دیگری که در پشت آن روسیه و چین و ایران قرار داشته اند، صورت گرفت.
 
 
آغاز داستان
 
پس از فروریزی دیوار های آهنین اتحاد جماهیر شوروی ، سیاست پردازان امریکایی متوجه ثروت نفت و گاز کشور های بحر قزوین شده و مسیر ترکمنستان، افغانستان، پاکستان را مناسبترین راه برای انتقال این گنج بزرگ به بازار های جهانی تشخیص دادند. همین بود که در اپریل سال 1995 وزارت خارجۀ امریکا، شورای امنیت ملی و سازمان استخبارات مرکزی این کشور گروهی را ایجاد نمودند تا در رابطه به ثروت نفتی و گازی بحیرۀ کسپین فعالیت نمایند. در اکتوبر همان سال صفر مراد نیازوف رئیس جمهوری ترکمنستان سفری به امریکا نمود و در شهر نیویورک قرار داد خط لولۀ گاز را با شرکت یونوکال امضا نمود، لولۀ ای که می توانست ترکمنستان را از راه افغانستان و پاکستان به بحر هند پیوند دهد.

 دیری نگذشته بود که یونوکال فعالیت خویش را رسما آغاز نمود و شخصیتهایی چون زلمی خلیلزاد، حامد کرزی، عبدالسلام عظیمی و گروه دیگری چون رابرت اوکلی، هنری کیسنجر، رابین رافایل ، محمود مستیری و معاون ایشان را استخدام نموده و دفتری در شهر قندهار پایتخت طالبان گشود، چنانچه سعی نمود تا رابطۀ خویش را با جناحهای دیگر نیز حفظ نماید.  آقای عظیمی دفترش را در پاکستان گشود و زلمی خلیزاد در امریکا دست به کار شد و در دفاع از طالبان مقاله نوشت و ملاقاتهای کاری خویش را با مسئولان کشوری امریکا آغاز نمود. خلیلزاد در شمارۀ 7 اکتوبر 1996 مقاله ای نوشت که در آن طالبان را گروهی قبیلوی وغیر مضر به سیاستهای امریکا خواند. زمانی که طالبان بر شهر کابل سیطره حاصل نمودند، گریس تاگرت سخنگوی یونوکال پیامی تبریکیه به طالبان فرستاد و پس از آن تاریخ هیئتهای طالبان چندین بار به هیوستن و واشنگتن دعوت شدند تا پیرامون مسایل مربوط به خط لولۀ یونوکال با ایشان گفتگو شود. در کرسمس سال 1997، مولوی محمد جان وزیر معادن حکومت طالبان به امریکا آمد تا با معاون وزیر خارجۀ امریکا اندرفورت مذاکره نماید. در کنفرانس مطبوعاتی ای که پس از ملاقات دایر شد جناب مولوی صاحب از نقش طالبان در پیاده ساختن برنامه های امریکا در منطقه صحبت نمود.

پس از حادثۀ 11 سپتمبر، زمانی که امریکا به منطقه لشکر کشید و افغانستان را اشغال نمود، از یکسو کلید دولت را به نمایندگان شرکت نفتی یونوکال سپرد و از جانب دیگر پیوسته در تلاش شد تا با گسترش امنیت در افغانستان، پروژۀ خط لوله را دوباره روی دست گیرد. اما چه آسان که خط لوله ای را در صفحۀ کاغذی رسم نمود وچه مشکل که آن را برروی صفحۀ اراضی مملؤ از ماینهای سیاسی و عسکری و موانع جغرافیایی اعمار نمود.
با گذشت هشت سال از اشغال افغانستان، نه تنها که وضعیت امنیتی بهتر نشد که هر روز خرابتر گردید، تا جایی که پنتاگون سال 2009 را خونین ترین سال برای نیروهای امریکایی در افغانستان اعلام نمود، امری که می تواند رویایی نفتی امریکا را به خاک و خون کشاند. 
در این شب و روزی که از یکسو ساحۀ زیر کنترول حکومت افغانستان خورد تر شده می رود و از طرف دیگر، مشروعیت کاذبی را هم که حکومت داشت از دست داده و در عرصۀ بین المللی بی آبرو شده است، مدتی قبل رهبران ایران و پاکستان پروژه ای را امضا نمودند که به نام (خط لولۀ صلح) شهرت حاصل نمود. این خط لوله که اساسا ابتکار (محور شر) ایرانی به شمار می رود، قرار است گاز ایران را به پاکستان، هندوستان و چین برساند. پروژۀ (خط لولۀ صلح) را نظر به عوامل متعددی می توان مادر پروژه های نفتی حوزۀ «پایپلاینستان» نامید. 
 
 
هندوستان: امنیت انرژی ویا امنیت کشور؟
 
جمهوری هند در شرایط کنونی پنجمین مصرف کنندۀ انرژی در جهان محسوب شده که تا بیست سال دیگر بر روسیه و جاپان نیز پیشی جسته و در مرتبۀ سوم قرار خواهد گرفت. هندوستان برای فعلا 80 ملیون متر مکعب گاز طبیعی در روز تولید می نماید ، البته این در حالی است که آن کشور در حال رشد و پر نفوس به 170 ملیون متر مکعب گاز دیگر نیاز دارد. تفاوت میان تولید انرژی در هند و نیاز به انرژی در آن کشور 90 ملیون متر مکعب درروز می باشد (شورای روابط خارجی و وزارت انرژی امریکا).
در آن روزهایی که پروژۀ (خط لولۀ صلح) اعلام گردید، دولتمردان هندوستان کشور خویش را شریکی اصیل در این پروژه می دانستند. ایالات متحدۀ امریکا طبیعی است که با طرح چنین برنامه احساس ناراحتی نماید زیرا سرمایه گذاری بزرگ استراتیژیک در کشوری که امریکا پیوسته سعی ورزیده است تا آن را در انزوا نگه دارد، نمی تواند برایش قابل تحمل باشد. خانم کوندولیزا رایس وزیر خارجۀ امریکا در آن زمان ضمن مصاحبه ای با یکی از تلویزیونهای هندی این چنین اعلام نمود: ما در این رابطه دیدگاهی بسیار روشن داریم. ما نگرانی خویش را از ناحیۀ مشارکت هندوستان در پروژۀ خط لولۀ ایرانی به حکومت هند ابلاغ نموده ایم. در جولای 1995 انتونی واین معاون وزارت خارجۀ امریکا هم در پیشگاه کمیسیون روابط خارجی کانگرس اعلام نمود که جمهوریتهای چین و هندوستان، در راه رسیدن به منابع انرژی به کشوری روی آورده اند که سیاستهای آن امنیت بین المللی را مختل ساخته است.
ایران از همان آغاز از یکسو هند را برای مشارکت در این پروژه دعوت نموده بود و از سوی دیگر تلاش می ورزید تا جمهوری چنین را  نیز جذب نماید، کشوری که در آتش کمبود انرژی سوخته و به دنبال آن تا بیابانهای افریقا سرگردان است. هند که روابط نزدیکی با ایالات متحدۀ امریکا داشت چندین بار در پیوستن به این پروژه تعلل نمود و ایرانی ها که می دانستند ریشۀ مشکل در کجا است باری تهدید نمودند که اگر هند در جلسه های این پروژه حضور نیابد، آنها در عوض، از چین دعوت به عمل خواهند آورد.
بالآخره حکومت هند در این اواخر اعلام نمود که به خاطر دشواری های امنیتی نمی تواند در پروژۀ خط لولۀ ایران - پاکستان سهیم شود، وقرار معلوم ایالات متحدۀ امریکا در فرجام  توانست جمهوری هند را از پیوستن به این پروژه منصرف سازد. روزنامه هندو در شماره 19 اکتبر 2009 خویش از قول وزیر دولت در امور خارجۀ کشور هند گزارش داد که هند نمی تواند عبور لولۀ انرژی خویش را از خاکی تصور نماید که امنیت ملی آن از همانجا پیوسته تهدید شده است. به گفتۀ وزیر مذکور جمهوری هند نباید امنیت ملی خویش را در گرو امنیت انرژی قرار دهد.
هند از این می هراسد که در صورت تیره شدن اوضاع میان دو کشور، پاکستان لولۀ نفت را به جای لولۀ توپ به کار برد همان کاری را که روسیه در حق اوکراین و برخی دیگر از جمهوریتهای اروپایی انجام داد. چنین به نظر می رسد که جمهوری هندوستان در برابر قرارداد هسته ای که در مارچ 2006 با امریکا امضا نمود از پیوستن به پروژۀ پایپلاین صلح منصرف شده است.
 

پرسشی که مطرح می شود اینست که آیا هندوستان به خط لولۀ صلح خواهد پیوست، خط لوله ای که اهمیت آن فراتر از تلاشهای دپلوماتیک برای دستیابی به صلح میان دو همسایۀ متخاصم خواهد بود، و یا اینکه گزینۀ همکاری هسته ای با ایالات متحده را ترجیح خواهد داد، گزینه ای که روزنامۀ واشنگتن پست در شمارۀ 3 مارچ 2006 خویش آن را قراردادی بی سابقه و انقلابی در عرصۀ روابط بین الدول خواند؟

 
 
چین:
 
جمهوری چین که در چندین نقطۀ دنیا بر سر رسیدن به منابع انرژی با هند رقابت می کند، از خط لولۀ صلح استقبال نموده و آن را قدمی در جهت دستیابی به انرژی بیشتر و برطرف ساختن نیازهای روز افزون اقتصاد خویش می داند.  
روابط دوجانبۀ چین و پاکستان که در سالهای اخیراهمیت بیشتری یافته با امضای این قرار داد از یکسو و اعمار بندر گوادر از سوی دیگر به اوج خود رسید. این دو قرارداد را می توان سمبول همکاری استراتیژیک میان دو کشور به حساب آورد. چین همچنان پروژۀ هایدرولیکی نیلم جهلم پاکستان را به عهده گرفته است که ارزش آن بالغ به ملیاردها دالر می شود. 
جمهوری خلق چین هم با پاکستان روابط عسکری و جیو استراتیژیک و اقتصادی دارد و هم با ایران. چین ایران را حلقۀ مهمی در زنجیرۀ استراتیژیک نفتی خود دانسته و شرکتهای نفتی چین، امروز ملیاردها دالر در میدانهای نفتی ایران سرمایه گذاری نموده اند. چین، ایران و روسیه سه جناح مثلثی اند که پیوسته سعی می ورزند ساحه را بر شرکتهای نفتی امریکا در منطقه تنگ نمایند.
پروژۀ (خط لولۀ صلح) می تواند نیاز های هرسه ضلح مثلث (چینی- پاکستانی- ایرانی) را برآورده سازد. با تحقق این پروژه، پاکستان به یکی از گذر گاههای مهم جهان تبدیل خواهد شد. ایران از یکسو دایرۀ محاصره را شکستانده، آسیای میانه را به شبه قارۀ هند پیوند خواهد داد، و از سوی دیگر پشتیبانی استراتیژیک عضو دایمی شورای امنیت را جلب خواهد نمود. این پروژه اهداف استراتیژیک چین را نیز برآورده ساخته و مناطق غربی آن کشور را به بازارهای جهانی وصل خواهد نمود، کاری که جزء برنامه های بزرگ چین برای قرن بیست ویکم میلادی به شمار می رود. فاصله میان بندر گوادر در بلوچستان تا شهر کاشی در ولایت سینکیانگ چین 1500 کیلومتر است، در حالی فاصله میان شهر کاشی تا بندر های شرقی چین 3500 کیلومتر می باشد.
پاکستان از سال 2005 بدینسو روابط نزدیکی با جمهوری چین برقرار نموده، امری که فشار های امریکا را به همراه داشته و در اثر همین مسئله بود که جنرال مشرف حاکم نظامی پاکستان نخست منصب عسکری وسپس کرسی ریاست جمهوری خویش را از دست داد. زمانی که پرویز مشرف استعفا دا د، حکومت امریکا از استعفای او استقبال نمود. 
  
بندر گوادر:
 
جمهوری خلق چین از لحاظ بندر های تجارتی دچار مشکل بوده و  در حال حاضر بندر تایوان و ملکا دو منفذی اند که دارای اهمیت بزرگی برای چین می باشند. اما دشواری کار در این است که هر که این دو بندر را در چنگ داشته باشد شریان انرژی چین را در چنگ خواهد داشت؛ و در شرایط کنونی امریکا بر این دو گذرگاه نظارت دارد.
چین می داند که باید در جستجوی بندر دیگری شود ، بندری که بر آن اطمینان داشته باشد وحتی در اوضاع بحرانی و در صورت دست یازیدن امریکا به محاصرۀ بحری آن کشور رسیدن انرژی به شریانهای اقتصادی خویش را بیمه شده حساب کند. در جستجوی چنین منفذی، چینایی ها بندری بهتر از گوادر نیافتند، بندری که  در مارچ 2002 از سوی نخست وزیر چین رسما گشایش یافت. گوادر که در 72 کیلومتری ایران واقع شده است، ظرفیت این را دارد که چین را به کشور های خلیجی و بحر هند و جنوب شرق آسیا و ایران و از راه ایران به آسیای میانه وصل نماید. چنانچه این بندر در چند قدمی افغانستان واقع شده است.
 
بندر گوادر نه تنها چین را در وارد نمودن 60% انرژی مورد نیاز خویش از کشور های خاورمیانه کمک خواهد نمود بلکه برای چین این فرصت را خواهد بخشید تا بر کشتیهای امریکایی و هندی نیز نظارت نماید. یکی از تحلیلگران امریکایی می گوید چینائیها وسایل تجسس خویش را عملا در آن بندر جابجا نموده اند تا آنکه رفت و آمد کشتیها را در بحر عرب زیر نظر داشته باشند.
آنچه در گوادر می گذرد ناراحتی امریکا را ببار خواهد آورد، زیرا آنها از یکسو در تلاش محاصرۀ ایران هستند و از سوی دیگر می خواهند دیو چینی را در شیشه ای نگه دارند.
 
 
داستان بلوچستان:
 
بلوچستان که 48% مساحت پاکستان را احتوا می نماید از بزرگترین ایالتهای آن کشور به حساب آمده و جمعیت آن 5% نفوس پاکستان را تشکیل می دهد. بلوچستان دارای یورانیوم، مس، زغال و گاز طبیعی بوده، و گاز بلوچستان سوم حصۀ ثروت گازی پاکستان را تشکیل می دهد.
موقعیت بندر گوادر در بلوچستان و عبور خط لولۀ صلح از خاک آن ولایت، در شرایط بحرانزای کنونی کافی اند تا بازیگران قدرتمند جهان برنامه هایی را در جهت بی ثبات ساختن آن روی دست گیرند. پر جاذبه ترین شعاری که می تواند مردم بینوا و قبیله زدۀ آن ولایت را به وجد آورد مقایسۀ عوامانۀ بلوچستان با دولتهای خلیجی و سپس مطالبۀ استقلال ایالت شان می باشد. در این چند سالی که گذشت سازمانهای مسلحی چون ارتش آزادیخواه بلوچستان، جبهۀ آزادی بلوچستان و اردوی آزادیخواه ملی بلوچستان ظهور نمودند تا هجوم بر بندر گوادر، منابع انرژی، خط راه آهن، میدان هوایی و خط لوله های گاز را اساس برنامۀ خود قرار داده، صد ها حملۀ نظامی را سازماندهی نموده و چندین مهندس چینایی را به قتل رسانند.  
این گروه های مسلح و رزمجو در ظاهر برای هویت، حقوق قبیلوی، عدالت، و مساوات اقتصادی با فرزندان سایر ایالتها بویژه پنجاب و بالآخره استقلال و آزادی بلوچستان می رزمند ولی همزمانی خیزش این گروه ها با اعمار بندر گوادر از یکسو و طرح پروژۀ خط لولۀ صلح از سوی دیگر پرسشهایی را بر می انگیزد که پاسخدهی بدان نیازمند مقالۀ مستقلی می باشد.
دولتمردان پاکستان به جای آنکه شورش بلوچها را با حکمت پاسخ گویند، با مشت آهنین به مقابلۀ آن رفته و بر آتش جدایی طلبی پترول خشونت ریخته اند. به خاطر باید داشت که حکومت پاکستان همیشه با گروه های مذهبی کنار آمده، با آنها گفتگو نموده ولی گروه های قومی را با آهن و آتش پاسخ داده است. مؤسسۀ عسکری و حکومت پاکستان از این لحاظ کانال گفتگو را با گروه های مذهبی باز گذاشته که این گروه ها از یکسو استقلال طلب نیستند و از سوی دیگر سلطۀ مرکزی دولت را چلنج نمی دهند، زیرا نظام حکومت در فقه سیاسی قدیم با نظامی که دولتمردان پاکستان بدان علاقه دارند نزدیکتر است.
بلوچستان جامعه ای قبیلوی است که خان قبیله را در آنجا (سردار) می نامند و نقش سردار را هم در گسترش امنیت و هم در برهم زدن امنیت نمی توان منکر شد. بیابانهای بلوچستان هم با بدویت و هم با منابع انرژی خویشاوندی دارند. بیابانهای جهان اسلام دو چیز متفاوتی را در دو استقامت مختلف تولید می کنند که یکی بدویت است و دیگرش نفت و گاز. دانشمندان جیولوجی معتقد اند که گرما وخشکی بیابان در پیدایش نفت و گاز در دل زمین کمک می کند، و جامعه شناسان را باور براین است که صحرا گهوارۀ اساسی بدویت و قبیله می باشد، و دانشمندان علوم سیاسی بر این اند که ساختار قبیلوی و ذهنیت بدوی زمینۀ مساعدی برای دامن زدن جنگها و کینه ها و خصومتها به شمار می رود. نظام قبیله بر مبنای خصومت استوار است - اگر دشمنی پیدا نشد باید با پسرعم در جنگ شد- و ماشین تمدن معاصر با انرژی نفت می چرخد و امتزاج نفت و خون در موزائیک جوامع مسلمان قبیلوی شمال افریقا و دارفور و عراق و افغانستان و بلوچستان چیزی جز نتیجۀ تعامل همین دو عنصر آتشزا نیست.  
 
 
نتيجه:
 
ایالات متحدۀ امریکا امروز نه تنها سیطره بر منابع بزرگ انرژی جهان را مد نظر دارد بلکه تلاش می ورزد تا گذرگاه های استراتیژیک انرژی را نیز در قبضۀ خویش داشته باشد. سیطره بر منفذ های گاز و نفت این قدرت را به امریکا خواهد بخشید تا تصمیم بگیرد که چه کسی، چه مقدار انرژی ، از کدام کشور و در کدام زمانی به دست آرد.
آنچه می توان پیشبینی نمود اینست که برای امریکا دشوار خواهد بود تا اجازه دهد پروژۀ خط لولۀ صلح در فضای صلح جامۀ عمل بپوشد. پرسشی که مطرح می شود اینست که آیا ایالات متحدۀ امریکا خواهد توانست تا سیطرۀ خویش را به کمک تکنالوژی جنگی و ابزار ویرانگر نظامی و نیروی مارینز بر بازار های جهانی و شاهرگهای اقتصادی و استراتیژیک جهان تضمین نماید؟
پروژۀ خط لولۀ صلح تا هنوز توانسته است سه رقیب جهانی امریکا را که چین، ایران و روسیه اند در کنار هم قرار داده و راه را برای خط لولۀ ترکمنستان – افغانستان – پاکستان ببندد. با پایان یافتن کار این خط لوله، افغانستان در میان دایره ای از لوله های انرژی که همسایگان آن را به هم پیوند می دهند قرار خواهد گرفت. اگر امنیت پیش شرط هر پروژه ای باشد، این مسئله برای ایجاد خط لوله های گاز و نفت مهمتر از دیگر پروژه ها می باشد. وخیم شدن روز افزون اوضاع امنیتی افغانستان از یکسو و فساد بی سابقۀ حکومتی که از فقدان مشروعیت رنج می برد از سوی دیگر راه را برای خط لولۀ امریکا در افغانستان خواهد بست، وشاید هم برای همیشه.
اگراین پروژه موفق گردد واعضای آن بتوانند از موانع دشواری که هر روز فرا راه شان گذاشته می شود عبور نمایند و ایرانی ها بتوانند پای هند را نیز بکشانند و این خط لوله را به ترکمنستان در آسیای میانه وصل نمایند، ایران شاهرگ انرژی چهل فیصد جمعیت روی زمین را در چنگ خواهد گرفت، امری که هیمنۀ امریکا بر جنوب آسیا و خلیج را تضعیف نموده و زمینه را برای سیطرۀ روسها بر منابع انرژی در آسیای میانه آماده خواهد نمود.  
اگر پاکستانیها نتوانند خواستهای مردم بلوچستان را پاسخی حکیمانه و عادلانه دهند، و اگر ایرانیها نخواهند مشکل شان را با بلوچهای خود شان در پرتو حق وعدالت حل نمایند، بلوچستان بستر مناسبی برای هرگونه شورش باقی خواهد ماند. پروژۀ خط لولۀ صلح تحول بزرگی را در میزان روابط بین الدول به وجود خواهد آورد، ولی چنین پروژه ای نمی تواند بر روی خاک سرزمینی اجرا شود که مردم آن آن با موسیقی توپخانه از خواب بیدار می شوند و با نوحه وفریاد بیوه های پسر مرده به خواب می روند.
چنین می نماید که بازی خط لوله ها این بار با پیروزی ایران، پاکستان، چین و سازمان همکاری شانگهای و شکست امریکا، هند و افغانستان انجامیده است. نتیجۀ نهایی این بازی مربوط به متغیرات گوناگون دیگری خواهد بود که قرار است بر روی شطرنج انرژی صورت گیرد؛ شطرنجی که به خون فرزندان قبایل در حال جنگ ما رنگین بوده؛ و قبایلی که پیوسته نقش پیاده را بازی نموده اند.

شگفتیهای دنیای کهن در کاوشهای شهر باستانی سیستان  و بلوچستان  

                        

شگفتیهای دنیای کهن در کاوشهای شهر باستانی سیستان  و بلوچستان                   

زاهدان - آثار مکشوفه منحصر بفرد در ' شهرسوخته' واقع در منطقه سیستان باستان عجایب و شگفتیهای دنیای کهن و ماقبل تاریخ را برای جهانیان ترسیم می کند.

به گزارش ایرنا، آثاری چون جام تصاویر متحرک، چشم مصنوعی، شطرنج، خط کش، سیستم آبرسانی و فاضلاب شهری، پارچه های رنگارنگ و نیز آثاری که حاکی از انجام جراحی مغز در شهر پنج هزار ساله سوخته واقع در شمال استان سیستان و بلوچستان دارد باستان شناسان جهان را شگفت زده کرده است. 
این آثار ارزشمند تنها در کاوش 600 قبر از حدود 40 هزار قبر موجود در محوطه 150 هکتاری تپه های شهر سوخته به دست آمده و بگفته کاوشگران با بررسی های بیشتر احتمال کشف رازهای شگفت انگیز علمی انسانهای ماقبل تاریخ میلاد مسیح در این بهشت باستان شناسی محتمل است . 
وجود کارگاههای صنعتی، عتیقه های طلا، مس، مفرغ، سفال، و انواع مهره های حک شده با علائم و زوایای مهندسی و نیز سکه های ضرب شده، همه و همه نشان از توانمندیهای علمی انسانهای ماقبل تاریخ در این خطه از ایران دارد. 
بگفته باستان شناسان تاکنون نظیر آثار مکشوفه شهرسوخته در بین النهرین و یا هیچ کجای دنیا کشف نشده است .
همچنین بر اساس بررسی های انجام شده قدمت برخی از آثار موجود در موزه بریتانیا 100 تا 150 سال کمتر از آثار مکشوفه شهر سوخته است .
بگفته مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان: شهرسوخته بدون شک جزء شهرهای بسیار پیشرفته و متمدن زمان خود بوده و این حقیقت نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف هنری و صنعتی مکشوفه دیده می شود بلکه در چگونگی سازمان دهی اجتماعی شهر نیز خود نمایی می کند. 
' حسن شهرکی' افزود: یافتن لوح نوشته دوران آغاز ایلامی در شهر سوخته همراه با آثار مهرها نشان از ارتباطات اجتماعی، تجاری و کنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد.
وی یادآور شد : کشف نخستین تصویر متحرک دنیا برروی یک جام سفالی که نشاندهنده 'بزی' است که با پنج حرکت به سوی گیاهی از برگ آن می خورد و در جهشی به زمین باز می گردد در حقیقت پایه گذار انیمیشن ( تصویر متحرک ) و یا سینمای امروزی است که تعجب تمامی کاوشگران نامدار جهان را برانگیخته است . 
شهرکی گفت : باستان شناسان امیدوارند که در ادامه کاوشها در منطقه وسیعی از تپه های شهر سوخته به آثار و عجایب دیگر انسانهای ماقبل تاریخ دست یابند. 
به گفته وی در شهر یادشده می توانیم روند شکل گیری بسیاری از علوم، فنون، هنرها و صنایعی چون ریسندگی، خراطی، معرق سازی، نجاری، ساخت انواع لوازم و ابزار فلزی، پزشکی، مواد گیاهی و دیگر یافته های متنوع را ببینیم که به شکل معجزه آسایی خوب باقی مانده و آگاهی های ارزشمند و فراوانی را به ما منتقل می کند.
شهرکی گفت: اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که پزشکان عصر باستان بسیاری از بیماریها را می شناخته اند و آن ها را درمان می کرده اند و نشانه هایی از عمل جراحی مغز گواه این حقیقت است که جامعه پزشکی آن روز شهر سوخته از دانش های فراوانی برخوردار بوده است . 
شهر سوخته در کیلومتر 56 محور زابل - زاهدان خودنمایی می کند

جاده ساحلی چابهار مکانی بکر و زیبا با توانمندیهای بالا

(این مطلب در هیچ جای وب موجود نیست.حتما کامل بخوانید شاید تاسف ما کمکی کند.متشکرم)همیشه با خودم فکر میکردم که جاده ساحلی چابهار چقدر بکر و دست نخورده است.اصولا اگر مهمانی یا دوستی را که در چابهار اقامت می کرد را باید به تماشای غروب آفتاب این ساحل زیبادعوت می کردم.درپایان و در هنگام بازگشت به چابهار فرد مدعو چنان هیجان زده بود که تمام کلماتش را دریای چابهار و غروب آفتاب و بکر بودن جاده ساحلی چابهار تشکیل می داد.تصوير
هر روز که می گذشت بیشتر به این نکته می رسیدم که جاده ساحلی چابهار-بریس تنها یک جاده کنار دریا نیست بلکه راهی برای پیوند دریا و چند جاذبه ی طبیعی دیگر است که مختصری به توضیح آنها می پردازم.

- سواحل صخره ای : درابتدای جاده ساحلی چابهار - بریس - پسابندر شاهد صخره هایی هستید که بر اثر فرسایش آبی سوراخ هایی از عمق دریا در آنها ایجاد شده است و هنگامی که موج به سمت آنها حرکت می کند آب با شدت از آنها به طرف آسمان فوران می کند.به این پدیده موج افشان می گویند.ارتفاع موج افشان در فصل بادهای موسمی چابهار به 20متر می رسد.

- تالاب لیپار : در فاصله 15 کیلومتری چابهار و در این جاده ساحلی تپه هایی وجود دارند که موقعیت مکانی آنها باعث می شود آب های سرگردان حاصل از بارندگی به دریا نریزد و سبب تشکیل تالابی با وسعت حدود 14Km می شود.نامش تالاب لیپاراست که بسیار سرسبز و زیباست.

-کوههای مینیاتوری (مریخی):درفاصله حدود 35Km از ابتدای جاده شروع می شوند و کیلومترها امتداد دارندکه از نظر زیبایی فوق العاده منحصر به فرد هستند.

- درخت انجیر معابد : درختی که قطر آن به چند ده متر! می رسد.دارای تاجی در بالای خود و میوه ای به شکل انجیر می دهد.این درخت چشم هر گردشگری را به خود خیره می کند.

- جنگل حرا : درفاصله ی 120Km چابهار جنگلی وجود دارد که به جنگل حرا معروف است.در هنگام مد دریا تاج این درختان از آب بیرون می ماند طوریکه با قایق می توان در این جنگل به تفرح پرداخت.خارج از فواید بسیار دارویی این جنگل ، پرندگان بسیاری نظیر فلامینگو ، عقاب ، مرغ ماهی خوار و ... در روی این درختان لانه دارند که بسیار زیباست.

- فرش خزه و جلبک ، صخره های بسیار مرتفع و عمودی رو به دریای عمان ، اسکله های صیادی "رمین" ، "پسابندر" ، "گواتر" را هم اضافه کنید.

اینها تنها مواردی بودند که با نادیده گرفتن زیبایی ساحل بکر و دریای چابهار در جاده ساحلی قابل بیان بودند.در نظر بگیرید که تمام این زیبایی ها به دریایی مشرف باشند که به اقیانوس و آبهای آزاد راه دارد.علاوه بر این به دلیل نقش بادهای موسمی در هیچیک از فصول سال خبری از شرجی بیش از حد و تعفن دریا نیست چراکه :
متوسط دمای حداکثر (در خرداد ماه) طی یک دوره ۷ ساله۳۱ درجه سانتی گراد ومتوسط دمای حداقل (دردمای ماه) ۱۹ درجه سانتی گراد.

تا اینجا من فقط درباره جاده ساحلی چابهار- بریس - پسابندر حرف زدم.آنهم جاذبه های طبیعی گردشگری.حتما شما هم به این نتیجه رسیده اید که جاده ساحلی چابهار-بریس-پسابندر تنها یک جاده کنار دریا نیست.
این منطقه می تواند باعث سرازیر شدن گردشگران زیادی به منطقه شود.انصافا" برای یه جاده ساحلی چه چیز دیگه ای رو میشه متصور شد.
کاش چشم سرمایه گذاران داخلی و خارجی استان به این منطقه ی بکر و عاری از هر گونه رقابت تجاری برای پیشرفت بیافتد.

تصاویر ماندگار و مختصری از زندگی فیلسوف و دانشمند بلوچ (یوسف نسکنتی)

محمد یوسف نسکنتی یکی از دانشمندان ادبی قوم بلوچ تمام عمر خود را در راه کسب علم و دانش سپری کرد و همیشه خواهان فرهنگ و هنر بلوچستان بوده است فردی بزرگ و روشن فکر و انسانی کامل و برای تلاش زیاد و روشن شدن تاریخ بلوچ و بلوچستان تلاش شایانی نموده است.

هر فردبلوچ به چنین کسانی افتخار می کند و برای فرهنگ و تمدن خود تلاش کرده تا آداب و فرهنگ بلوچ و بلوچستان را به دوستداران فرهنگ بفهماند . 

یوسف نسکنتی فرزند غلامحمد نسکنتی در سال ۱۹۲۹ میلادی در بلوچستان ایران در شهرستان سرباز  و بخش کلات دهستان نسکند(نسکنت) چشم به جهان گشود و در سال ۲۰۰۶ میلادی در بلوچستان پاکستان در محله گل محمد لین کراچی دار فانی را وداع گفتند.

مختصری از زندگی این بزرگوار را شرح می دهم

محمدیوسف شیرو نژاد معروف به نسکنتی در سنین کودکی در مکتب دینی آن زمان شروع به تحصیل کرد و در سن ۱۰سالگی و به شرایط آب و هوایی و مشکلات آن زمان از خطه شهرسرباز با همراهی والدین خود مسافرت می کنند و به بلوچستان پاکستان در شهر کراچی محله ی بنام گل محمد لین لیاری ساکن شدند و در مدرسه ی سندلیاری شروع به تحصیل می کند تا مقطع دیپلم ادامه می دهد و بعد ها به علت مشکلات روزمره ان زمان باعث شد که از تحصیل دور بماند و ترک تحصیل نماید و آشنایی آن با زبانهای مختلفی مثل (فارسی ـ بلوچی ـ سندی ـ انگلیسی ـ هندی و اردو ) تصلت کاملی داشتند .

در دوران جوانی با فرهنگ و ادب و سیاسی بلوچستان علاقه زیادی داشتند و همیشه تلاش می کردند که ادامه دهنده راه میر غلامحمد نورالدین برهانزهی و میر غوث بخش بزنجو که بابای بلوچستان  از او نام بردند و کدخدا سلیمان باشد با سعی و تلاش فراوان توانست این راه را با همیاری بزرگانی مثل غلام فاروق و عبدالقیوم نسکنتی ادامه دهد.

این انجمن موجب شد افراد زیادی عضو انجمن بلوچ بشوند افرادی همچون(رحیم بخش آزاد. یارمحمدیار.عبدالصمد امیری .اکبربارکزائی.عبدالصمدسربازی.ملافاضل رند.استاددانشگاه بلوچستان پاکستان صبادشتیار.محمدحسین رئیسی.فقیرمحمد دراخان.اسماعیل آزاد.مولوی حسین بر.حاجی محمدنور رند.لال بخش رند.محمدبیک بیگل نویسنده معروف.یارمحمد بی وطن.مولوی عثمان. میرگل خان نصیر.عبدالحی جمشید زهی . میرزا ادهم خان.عبدالواحدجمالدینی و غیره)

شاعران معروفی مثل :( استاد ستار. استاد شفی. میرگل خان نصیر.مرادساحر.عابدآسکانی) هم عضو انجمن بلوچ شدند و اشعار زیبایی در باره وطن شان سروده اند.

اولین رساله: یا همان روزنامه بلوچی را عبدالصمد سربازی با همکاری گل خان نصیر و محمد حسین عنکا و عبدالواحد جمالدینی نوشته اند.

رساله زمانه: را یوسف نسکنتی با همکاری دوستانش عبدالحی جمشیدزهی و رحیم بخش آزاد به تالیف در آورده اند.

لبزانک: غلام فاروق و همکاری یارمحمد و عبدالواحد و رحیم بخش آزاد و عبدالوهاب نسکنتی

کویته ماهتاک: بنیاد مجله ماهنامه  (لیاری ماهتاک مکران)  نخست توسط محمد یوسف نسکنتی برنامه ریزی شد و با همکاری عبدالواحد جمالدینی در شهر کراچی انتشار یافت و در سال( ۱۹۶۵یا۱۹۷۰میلادی) دفتر مجله ماهنامه لیاری مکران بعلت مشکلات روزمره و جنگ و جدال های آن منطقه موجب شد توسط یکی از دوستان محمد یوسف نسکنتی بنام نادرکمبرانی که ساکن کویته پاکستان بود سرپرستی این مجله ماهنامه را بر عهده گرفت و نام مجله لیاری ماهتاک مکران را به ماهنامه کویته ماهتاک تغییر داد و این ماهنامه هر ماه در شهر کویته انتشار می یابد و طرفداران زیادی برخود پیدا کرده است و هم اکنون مدیر و سرپرست مجله ماهنامه کویته ماهتاک  عبدالواحد بندیگ می باشد.

نقش محمد یوسف نسکنتی بیشتر ادبی و سیاسی و مهاشر مجالس و سخنرانی در انجمن سران بلوچ را بر عهده داشته است و فردی روشن فکر و انسان دوست و آگاهی کامل نسبت به جامع و آداب فرهنگ داشته است و هم در نوشتن فرهنگ و تاریخ بلوچستان کمک شایانی به میر گل خان نصیر و دیگر دوستان کرده است و در فیلمی بنام شهناز نقش داشته است . و بعد با شروع فیلم حمل و ماه گنج با دوستانش بر سر اختلافاتی کنار می رود. این نوشته زندگی نامه یوسف نسکنتی از اسلام رندبلوچ با همکاری غلام حسین آبادیان و سلیمان شیرونژاد جمع آوری و گردآوری شده است.

لازم به ذکر است: که ادامه دهنده راه یوسف نسکنتی را عبدالوهاب (B.S.O)بر عهده گرفته است و خود را تخلص یا لقب نسکنتی داده است و در حال حاضر بنام عبدالوهاب نسکنتی معروف شده است. محمدیوسف نسکنتی کسی بود که تمام دوران زندگی خود بدون مطالعه سپری نکرده و بلکه تمام دوران زندگی خود را با مطالعه کتاب گذرانید . و همیشه در دوران جوانی و میانسالی در مجالس بزرگان حضور داشته و پیرو راه حق و حقیقت بوده است روحشان شاد و یادشان گرامی باد . 

*نسکند یا نسکنت در واقع نسکنت بوده است .

*نسکند یکی از دهستان های شهرستان سرباز می باشد.

 


جشنواره شعر بسیج کشور فرصتی برای اهالی فرهنگ و ادب استان

 

امان الله تمنده رو

پنجم تا هفتم مهرماه امسال زاهدان میزبان جشنواره دو سالانه بسیج کشور است.

در این جشنواره بیش از ۲۰۰ نفر از شاعران کشور برای شعر خوانی و حضور در کارگاههای نقد شعر به زاهدان می آیند.علاوه بر شاعران ارائه‌ کننده اثر در جشنواره، 70 نفر از شاعران ملي کشور نيز در اين جشنواره حضور پيدا مي‌کنند و برخي از آنان به منظور برگزاري دوره‌هاي آموزشي شعر و نقد شعر به شهرستان‌هاي تابعه استان اعزام مي‌شوند.

در ايام برگزاري جشنواره، شب شعر سيستان و بلوچستان نيز برگزار مي‌شود و ضمن برگزاري جلسات شعرخواني و کارگاه‌هاي نقد شعر، از تعدادي از نخبگان فرهنگي استان نيز تجليل مي‌شود.

جدای از اهمیت این رویداد بزرگ فرهنگی برای استان سیستان و بلوچستان که می تواند به شناخت بهتر نخبگان ادبی کشور و مسئولان شرکت کننده در جشنواره از سرزمین ماسه و حماسه و دیار نخل و آفتاب بیانجامد و تصورات نادرستی که از منطقه در ذهن برخی از آنان وجود دارد را اصلاح یا تعدیل کند٬ برگزاری یک جشنواره ادبی کشوری در شهر زاهدان فرصت مناسبي براي مردم و هنرمندان استان است تا از حضور شاعران مطرح کشور در خطه دلاور پرورشان استفاده و از شنیدن اشعار زیبا لذت برده و روح و جسمشان را آرامش ببخشند. 

به بهانه اين رويداد فرهنگي، فرصت را مغتنم شمرده و به برخي مشكلات شاعران و جامعه هنري استان اشاره مي كنم شايد كه متوليان امربذل توجهي نموده و نيم نگاهي به مشكلات توليد كنندگان آثار فرهنگي و هنري بياندازند.كساني كه جشنواره ها و همايش ها بخاطر توليدات آنان و اهداف مسوولان برگزار مي شود.

سیستان و بلوچستان هم در سیستان شاعران مطرحی دارد که به لهجه زابلی شعر می سرایند هم در بلوچستان شعرای بزرگی دارد که اغلب به زبان بلوچی شعر می گویند و متاسفانه به جز تعداد محدودی از آنان، اغلب در آسمان شعر و ادب پارسی ناشناخته مانده اند. این جشنواره فرصت مناسبی است که شاعران استان با شرکت در جلسات شعر خوانی و کارگاههای نقد شعر و معاشرت و آشنایی با شاعران مطرح کشور مجالی برای مطرح شدن پیدا کنند و با تعاملات بعدی با آنان جایی در عرصه گسترده ادبیات کشور پیدا کنند.

هم اکنون کتاب های شعر شاعران بلوچی سرای استان به جهت پاره ای از مشکلات و اخذ مجوز چاپ و شابک و ..در کشور پاکستان به چاپ می رسد که هم جلوه مناسبی برای کشورمان ندارد و هم  ناشناخته ماندن شاعران استان در داخل کشور را استمرارمي بخشد.بررسی مشکلات چاپ کتب ٬ مشکلات مجوز انجمن های شعر و ادب و شرکت در جلسات شعرخوانی و بررسی شعر دیگر مناطق کشور می تواند از برنامه های جانبی جشنواره شعر باشد.

نكته بعدي كه لازم است در اينجا به آن اشاره شود  لزوم توجه به معيشت شاعران و اصولا قشر هنرمند است. همه مي دانند كه يك هنرمند براي توليد يك اثرادبي يا هنري ساعتها و گاهي روزها و هفته ها وقت صرف مي كند و بسياري شبها مجبور است تا صبح به تفكر، نوشتن ، سرودن يا نقاشي كردن بپردازد .به اين معني كه همانند افراد عادي جامعه نمي تواند كار و امرار معاش كند و لازم است جامعه او را با همان روز خوابي ها و شب بيداريها ، پريشان حالي ها ، سر و ريش نامرتب ، چهره سيگار به لب و نگاههاي ممتد به دور دست قبول كند و بداند كه هنرمندان افرادي متفاوت ازاقشار عادي جامعه هستند.كساني كه بيشتر فكر مي كنند ،كمتر غذا مي خورند ، دغدغه هاي اجتماعي دارند ،داراي روحياتي لطيف و شكننده هستند و اصولا از دروغ و دغل بيزار و گريزانند.جامعه ما بايد ظرفيت آن را داشته باشد كه نگذارد هنرمندان آن يعني بخشي از عقلا و متفكران قومشان دچار مشكلات مادي و به تبع آن مشكلات روحي شوند و يا خانواده شان به دليل غير معمول بودن سبك زندگي عضو هنرمندشان دچار مشكلات شده و خودشان نيز زودتر از موعد بر اثر تنگدستي و مشكلات زندگي فرسوده و فنا شوند همانند آنچه كه در سالهاي اخير ديديم و بسياري از هنرمندان نامي استانمان در تنگدستي و بيماري و با دلي شكسته از ميان ما رفتند بدون اينكه ما يا مسئولي را ككي بگزد. بايد بدانيم كه هنرمندان كساني هستند كه زيبايي و لطافت را به زندگي ما هديه مي دهند، از صداي آنان ، از نقاشي و اشعارشان و از موسيقي و روح بزرگشان لذت مي بريم و بايد وظيفه خود بدانيم كه رسيدگي بيشتري به آنها بكنيم و بدانيم كه بزرگان ما گفته اند : هنرمند هر جا رود قدر بيند و بر صدر نشيند...

 

بمپور در گذر زمان

بمپور در گذر زمان

بمپوردرگذرزمان - عنوان پژوهشی در تحولات اقليمی تاريخی فرهنگی و اجتماعی مرکز حکمرانی بلوچستان(بمپور) است که توسط محمدعلیم آچاک کارشناس علوم اجتماعی درشهربمپور گردآوری شده که دراینجا به خلاصه ای ازآن اشاره می شود:
بمپورقديمی ترين نقطه باستانی بلوچستان ايران است.سرگذشت مظلوميت و بيچارگی قوم بلوچ و ستم هایی است که بر اين مردمان سخت کوش رفته است .و حماسه پهلوانی های قومی است که در نبردهای بزرگ و نا برابر اخرين نفس های مردانگی و پهلوانی قديم را در برابر تدبيرها و ترفند های نا مردانه تمدن جديد نشان دادند .
ياد آور شجاعت و ناموس پرستی قومی است که ناچاربودند تسليم سربی شوند که از لوله تفنگ حکام زور گو بيرون می آمد و بيانگر خشونت ها ی مداوم و بلوچ کشی های امرا مستبد تاريخ ايران است.داستان طغيان سردارانی است که از ظلم و بيداد عفريتهای زمان بستوه آمده بودند و حکايت رفتار غير اخلاقی و ضد انسانی ماموران مغرض حکوکتی در دوران سياه گذشته کم لطفی و بی توجهی به قوم بلوچ است .و سر گذشت غم انگيز نابودی قصر حکامی است که جز درد و رنج چيز ديگری برای اخلافشان بجا نگذاشتند و بالاخره بمپور در گذر زمان داستان رشد حق شناسی مليت دوستی و ايران خواهی قوم بلوچ است .سرگذشت بمپور حکايت غم انگيز سردارانی است که از دارالملکشان قلعه بن پهل با نفوذ مادی و معنوی خود سرزمينی وسيع را اداره می کردند.
http://kanooneiranian.blogspot.com/

ویژگیهای جغرافیایی بمپور

بخش بمپور درچهارصد کيلومتری جنوب و مغرب زاهدان واقع است و از توابع شهرستان ايرانشهر می باشد مرکز اين بخش باستانی شهر بمپور در بيست و پنج کيلومتری و در مغرب آن واقع است عرض جغرافيايی آن ۲۷ درجه و ۷ دقيقه و ۳۵ ثانيه شمالی و طول جغرافيايی آن ۶۰ درجه و۷ دقيقه و ۱۵ ثانيه شرقی است
ارتفاع آن از سطح دريا ۵۶۰ متر و در حدود ۲۸۵۹ کيلومتر مربع مساحت و بيش از ۷۰ هزار نفر جمعيت دارد .شامل دو دهستان بمپور شرقی به مرکزيت روستای نوکجوب وبمپور غربی به مرکزيت روستای قاسم آباد است .
بمپوردشت نسبتا صاف و همواری است که رسوبات آبرفتی تشکيل دهنده آن مربوط به دوران سوم زمين شناسی است . به موازات رسوبات آبرفتی تپه های شنی و نوار بازيکی از تشکيلات آهکی اليگوسن نيز در آن گسترش دارد .
آب و هوای اين منطقه در زمستان نسبتا معتدل ولی از اوايل ارديبهشت رو به گرمی می گذارد حداکثر مطلق گرما در تابستان تا ۵۰ درجه سانتی گراد و حداقل در زمستان تا ۱ درجه سانتی گراد می رسد مقدار متوسط بارش سالانه در حدود ۵۷ ميليمتر و تبخير سالانه به ۳۵۰ ميليمتر میرسد.

http://kanooneiranian.blogspot.com/