بسم الله الرحمن الرحيم
بلوچستان پاشنه آشيل پرويز مشرف
نويسنده: كمال الدين باركزي
قتل نواب اكبر بوگتي، براي جنرال پنج ستاره پا كستاني(پرويز مشرف) نه تنها يك پيروزي نظامي محسوب نمي شود بلكه با توجه به ابعاد و جنبه هاي مختلف اين قضيه، مي توان به صراحت ادعا كرد كه اين حادثه، يكي از بزرگترين اشتباهات رئيس جمهور پاكستان است.
قتل نواب بوگتي، نوعي اعلان جنگ از سوي پرويز مشرف عليه اقوام و طوايف بلوچ تلقي مي شود كه از لحاظ جمعيت، اكثريت ساكنان ايالت بلوچستان را تشكيل مي دهند.
بعيد به نظر مي رسد كه بلوچ ها، بر اثر تهديد و ارعاب دولت فدرال، قتل رهبر 79 ساله خود را فراموش كنند و يا با اين حادثه، دست از مبارزه و مخالفت عليه جنرال ها و سياستمداران اهل پنجاب بردارند.
تا قبل از كشته شدن بوگتي، جنگجويان و شورشيان بلوچ، يك سلسله خواست هايي را مطرح مي كردند كه مهم ترين آن خودمختاري ايالت بلوچستان و اختصاص يافتن درآمد هاي حاصل از منابع زير زميني اين ايالت، به اهالي فقير و بي بضاعت بلوچستان و جلوگيري از انتقال سرمايه هاي بلوچستان به ايالت هاي پنجاب و سند بود.
بلوچستان، بزرگترين حوزه گازي پاكستان محسوب مي شود. رهبران بلوچ مدعي اند كه اين سرمايه طبيعي بدون آنكه در خود ايالت مصرف شود توسط فرمانروايان پاكستان كه عمدتاً اهل پنجاب مي باشند، در ايالت هاي پنجاب و سند انتقال داده مي شود.
در حاليكه ايالت بلوچستان، يك منطقه فراموش شده است و از لحاظ اقتصادي و سطح درآمد ملي در مقايسه با ايالت هاي سند و پنجاب، در پايين ترين حد قرار داشته و كل منطقه در فقر و بحران اقتصادي بسر مي برد.
بلوچها سيستم اقتصادي دولت فدرال را تبعيض آميز و ناعادلانه مي دانند و به همين جهت از داعيه خود مختاري بلوچستان به عنوان بزرگترين هدف سياسي خود پيروي مي كنند.
اما تحليلگران سياسي منطقه، معتقدند كه كشته شدن نواب اكبر بوگتي بدستور مستقيم پرويز مشرف، كل اين ايالت را ممكن است دستخوش بحران و آشوب نمايد زيرا؛
1- با اين حادثه، نه تنها شورشيان مسلح بلوچ، بلكه مجموع ناراضيان اين قوم، جبهه قدرتمندي را عليه دولت فدرال و شخص پرويز مشرف تشكيل خواهند داد.
2- ممكن است داعيه خودمختاري بلوچ ها، بعد از قتل بوگتي، به آرمان استقلال طلبانه تبديل شود.
3- با تشديد ناآرامي ها در ايالت بلوچستان، موقف مخالفان سياسي پرويز مشرف از جمله نواز شريف و بي نظير بوتو، كه براي بقدرت رسيدن مجدد خود لحظه شماري مي كنند بيش از پيش تقويت شود و طرفداران نهضت دموكراسي در پا كستان، با استفاده از تقطه ضعف دولت در ايالت بلوچستان، فشارهاي خود را براي بركناري مشرف از قدرت، افزايش دهند.
4- برخي از صاحبنظران پاكستاني، وقوع دور جديدي از جنگهاي نژادي و درگيري هاي فرقه اي را در اين كشور پيش بيني مي كنند و معتقدند كه با قتل بوگتي و ناآرام شدن ايالت بلوچستان، عنصر جديدي در اين جنگها و درگيري ها افزوده شده است و آن مخالفت يكپارچه قوم بلوچ با سياست هاي دولت مركزي فدرال است.
5- آشوب در بلوچستان پاكستان از لحاظ اقتصادي نيز پي آمدهاي ناگواري براي دولت و مجموعه سيستم سياسي پاكستان به دنبال خواهد داشت.
حداقل تا زمان روشن شدن تكليف بحران در اين ايالت، پروژه پايپ لاين يا انتقال گاز ايران به هند كه از همين ايالت عبور مي كند معطل و بلاتكليف خواهد ماند.
زيرا با وضعيت بحراني در بلوچستان، دولت هاي هند و ايران، هيچكدام مائل به احداث اين پروژه چند ميليارد دالري نخواهند بود.
نگراني اين دولت ها كاملاً موجه و قابل درك است زيرا در چنين اوضاع آشفته و بحراني، دولت فدرال پاكستان قادر به تامين امنيت اين پايپ لاين نيست، و بنا بر اين از صدها ميليون دالري كه قرار بود ساليانه حق نرانزيت بگيرد محروم خواهد شد.
همچنين با بحراني شدن اوضاع در بلوچستان پروژه فعال سازي بندر گوادر در اين ايالت، با مشكل بسيار جدي روبرو شده است.
دولت پاكستان با طرح يك برنامه استراتژيك سياسي – اقتصادي قصد دارد بندر گوادر در ايالت بلوچستان را با قندهار افغانستان وصل و از طريق قندهار – هرات و قندهار كابل، ضمن تصرف بازارهاي افغانستان، جمهوريهاي آسياي مركزي را از طريق يك شاهراه زميني با پاكستان وصل نمايد.
فعال شدن بندر گوادر در ايالت بلوچستان، سالانه صدها ميليون دالر و بلكه بيشتر، حق ترانزيت مال التجاره كشورهاي آسياي مركزي نصيب پاكستان خواهد كرد و اسلام آباد به آرزوي ديرينه خود كه حضور در ماركيت بزرگ آسياي مركزي است دست خواهد يافت.
اما غائله بلوچستان، وضعيت بندر گوادر را همچون وضعيت پايپ لاين انتقال گاز ايران به هند، در هاله اي از ابهام فرو برده است.
6- با آماده شدن زمينه هاي اغتشاش قومي در ايالت بلوچستان، پرويز مشرف و در مجموع فوج پاكستان، اكنون خود را در دايره تنگ مخالفان سياسي و نظامي قرار داده اند. اين دايره هر روز تنگ تر مي شود.
در ايالت سرحد كه قبايل پشتون اكثريت دارند چيزي به نام حاكميت دولت فدرال به چشم نمي خورد، در اكثر مناطق اين ولايت، قبايل پشتون در تحت نظام و سيطره حاكميت غير رسمي طالبانيسم زندگي مي كنند.
در ايالت سند، دولت فدرال با دو چالش بزرگ سياسي روبرو است، يكي جنبش قوم مهاجر و دوم هواداران حزب مردم به رهبري بي نظير بوتو كه گفته مي شود براي دستيابي به قدرت و خلع پرويز مشرف از رياست جمهوري در حال مذاكره و زد و بندهاي سياسي با برخي از قدرتهاي بيروني از جمله ايالات متحده آمريكا و انگلستان است.
پيش بيني ها حاكي از آن است كه هرگاه بحران در بلوچستان، به نحو آرام و مسالمت آ ميز حل و فصل نشود، در دستگاه رهبري پاكستان تغييرات و جابه جايي هاي مهمي روي خواهد داد.
به اعتقاد صاحبنظران پاكستاني، تاوان حوادث و ناآرامي هاي بلوچستان را شخص پرويز مشرف و حلقات نظامي آي اس آي بايد پس بدهند.
در ايالت سرحد، پشتونها، حكومت هاي محلي قبيله سالار دارند. در ايالت سند، مخالفان سياسي مشرف در كمين نشسته اند.
اوضاع بلوچستان، سومين ايالت پاكستان نيز به شدت بحراني و ناآرام است.
در اين ميان، آقاي مشرف و جنرال هاي فوج پاكستان، تنها به ايالت پنجاب كه پرجمعيت ترين و ثروتمند ترين ايالت پاكستان است چشم دوخته اند. اما در ايالت پنجاب نيز نقش احزاب سياسي و گروههاي مذهبي مخالف دولت، و از همه مهم تر نقش نواز شريف را نمي توان ناديده گرفت.
بطور كلي، حكومت نظامي پاكستان از يكسو در عرصه داخلي، با سه ايالت مخالف روبرو است و از جانب ديگر هند و افغانستان به عنوان دو همسايه پاكستان، نقش دو رقيب آشتي ناپذير را دارند كه مايل اند دولت پاكستان هر چه بيشتر در گرداب بحران هاي داخلي فرو رفته و در وضعيت شكننده اي قرار بگيرد.
ديدگاه زمامداران افغان در قبال مسايل بلوچستان:
در مراسم فاتحه گيري نواب اكبر بوگتي در كابل كه هيات كابينه، رئيس و اعضاي پارلمان و ديگر شخصيت هاي ملي و سياسي افغان شركت كردند از نواب بوگتي به عنوان شهيد و مبارز راه آزادي نام برده شد.
اين موضوع و ديگر ابراز همدردي هاي دولت افغانستان در اين باره نشان دهنده اين واقعيت است كه زمامداران كابل از داعيه بلوچ هاي پاكستان صريحاً حمايت و پشتيباني مي كنند.
دولت افغانستان پاكستان را به دخالت هاي آشكار در خشونت هاي جنوب كشور متهم مي كند و لذا قلباً تمايل دارد تا اسلام آباد هرچه بيشتر در بحران داخلي فرو رفته و فرصت مداخله در افغانستان را نداشته باشد.
از اين گذشته مقامات كابل قصد دارند با حمايت از مبارزات بلوچ هاي پاكستان حمايت و پشتيباني بلوچ هاي افغانستان را كه در قالب شوراي سراسري قوم بلوچ تمركز يافته اند جلب نمايند.
بر هيچكس پوشيده نيست كه بعد از ناآرامي هاي بلوچستان پاكستان، تعدادي از رهبران بلوچ آنكشور، در كابل و تحت حمايت دولت افغانستان بسر مي برند و بسيار طبيعي است كه كابل از حضور اين عده از رهبران بلوچ پاكستاني علاوه بر سنت مهمان نوازي به عنوان يك اهرم فشار جهت معامله هاي كالان سياسي، با دولت اسلام آباد استفاده كند.
نزديكي روابط كابل و رهبران بلوچ پيام ديگري نيز به همراه دارد و آن اينكه مقامات دولت افغانستان در صدد دستيابي به بحر آزاد از طريق ايالت بلوچستان مي باشد.
افغانستان يك كشور محاط به خشكه است و لذا دسترسي به بنادر بحري يكي از رؤياهاي كهن دولت هاي افغاسنتان محسوب مي شود، حتي در بعضي محافل سياسي كابل گفته مي شود هرگاه دولت پا كستان، حق افغانستان را به داشتن يك كريدور زميني به بحر هند از طريق ايالت بلوچستان به رسميت بشناسند به نفع كابل است كه تحت يك سلسله تضمين هاي بين المللي، از ادعاي خود بر سر مسأله خط ديورند صرفنظر كند.
ديدگاه آمريكا و ناتو در قبال حوادث بلوچستان:
آمريكايي ها و فرماندهان نظامي ناتو، از اين جهت به حوادث بلوچستان علاقمند اند كه؛
-
پاكستان را براي جلوگيري از فعاليت هاي مسلحانه طالبان و القاعده در افغانستان تحت فشار بيشتر قرار دهند.
-
غرب بخصوص آمريكايي ها در صدد ايجاد يك دولت كوچك محلي بلوچ در ايالت بلوچستان مي باشند تا از اين طريق زمينه را براي اجراي اهداف و گام هاي بعدي خود در منطقه مساعد نمايند.
-
از احداث پايپ لاين يا خط انتقال گاز ايران به هند، جلوگيري نمايند. محاصره ايران و فراهم ساختن زمينه براي تجزيه پاكستان، جزو اهداف بلند مدت و استراتژيك ايالات متحده آمريكا در منطقه بلوچستان پاكستان است. آمريكاييها براي تحقق اين اهداف توسعه طلبانه خود، روي بعضي دولت هاي منطقه از جمله هند و احتمالاً افغانستان حساب هاي كلاني باز كرده اند.