دریای بی نظیر وخروشان عمان - سواحل دریای چابهار (با تصویر

سواحل چابـــــــــــــــــــــهار

قسمت جنوبی استان سیستان و بلوچستان با یکی از بزرگترین منابع آبی کشور ( دریای عمان ) همجوار است این همجواری موقعیت ویژه ای را برای بهره برداری های جهانگردی و تفرجگاهی و انواع ورزش های آبی ازسواحل دریای عمان به ویژه در ایام زمستان فراهم آورده است . در کناره های این دریا به خصوص در قسمت جنوبی چابهار صخره های بزرگی بر اثر پیشروی آب دریای عمان و فرسایش سنگ های رسوبی به وجود آمده اند که خلل و فرج ناشی از فرسایش آب در آن ها چشم اندازهای     بسیار زیبایی را ایجاد کرده است. از این قسمت به خصوص در هنگام غروب آفتاب می توان به عنوان یکی اززیباترین سواحل ایران یاد کرد . قسمت هایی از سواحل دریای عمان ارزش های ممتاز تفرجگاهی و استراحتگاهی دارند همچنین از برخی نواحی که اقدامات حفاظتی نظیر نصب تور در آن ها انجام شده به منظور( شنا - قایقرانی -  اسکی روی آب )و سایر ورزش های آبی استفاده می شود . 

مدرنیته و نشانه شناختی شدن فرهنگ زیسته ی بلوچی

بلوچستان ایران، تا نیمه دوم قرن نوزدهم جامعه ای ملوک الطوائفی بود که دولت های مرکزی ایران، حضوری واقعی در آن نداشتند: «سیستان، بلوچستان و مکران اسماً درکنترل ایران بودند، [اما] دولت تا نیمه ی دوم قرن نوزدهم مستقیماً آنجا را اداره نمی کرد» (لمبتون به نقل از احمدی، 1382: 200). در واقع، بلوچستان جامعه ای
بسته و خودمدار بود که خوانین با دادن مختصر خراجی به دولت های مرکزی، بر جان و مال مردم حکمرانی می کردند و مردم عادی چندان ارتباطی با بیرون از خودشان نداشتند. ورود نیروهای نظامی قاجاری با اسلحه های مدرن به بلوچستان و تلاش غیرموفق آنها برای خلع ید خوانین از قدرت، نکته شروع، ورود مدرنیته، به بلوچستان و سر آغار خروج آن از انزاوی تاریخی و اجتماعی اش است.


ادامه نوشته

گلبانگ بلوچستان در سوئد

 گلبانگ بلوچستان در سوئد

رستم میرلاشاری، زاده بلوچستان ایران، ۱۸ سال است که در سوئد به سر می‌برد و ۱۵ سال است که یک گروه موسیقی از هنرمندان بلوچستان ایران، آفریقا و اروپا با نام «گلبانگ» برپا کرده است.
این هنرمند تحصیلات خود را در رشته موسیقی ملل در دانشگاه استکهلم، پایتخت سوئد، به پایان رسانده و در حال حاضر در همین دانشگاه مشغول کار است.


رستم میرلاشاری در گفت‌و‌گو با رادیو فردا با اشاره به این موضوع که از آمیزش و هم‌نشینی فرهنگ‌ها است که فرهنگ جهانی بارور می‌شود، از هدف‌ها و تلاش پیگیر خود در تلفیق موسیقی بلوچستان ایران با موسیقی بومی و محلی دیگر ملیت‌ها، می‌گوید: «‌هدف من از تلاش در ارتباط با موسیقی این است که بتوانم موسیقی بلوچستان ایران که با آن بزرگ شده‌ام را با موسیقی سایر ملل بیامیزم. روبه‌رو شدن فرهنگ و موسیقی ملل مختلف این امکان را می‌دهد که هم برای رشد خود از آنها کمک بگیریم و هم برای شناساندن موسیقی و فرهنگی که با آن بزرگ شده‌ایم و احساس می‌کنیم این موسیقی و فرهنگ چیزی دارد که می‌تواند مورد علاقه و توجه دیگران قرار گیرد. »

وی در ادامه می‌افزاید: «بر اساس این فلسفه، وقتی من در استکهلم فعالیت‌های موسیقی خود را آغاز کردم به همراه تعداد دیگری از علاقمندان به این فلسفه، گروه "گلبانگ" را تشکیل دادیم و موفق شدیم موزیسین‌های خوبی را گرد آوریم که هر کدام ریشه در یک گرایش موسیقیایی داشتند. وقتی روی گرایش موسیقیایی تکیه می‌کنم منظورم موسیقی فولکلور ملت‌های مختلف است. به اعتقاد من این تلاش موفق بوده و به همین خاطر ما توانسته‌ایم ۱۵ سال فعالیت کنیم، موسیقی تولید کنیم، مورد توجه رسانه‌های جمعی قرار بگیریم و تورهای مختلف داشته باشیم. »

رستم میرلاشاری در ادامه گفت‌وگو با رادیو فردا به ویژگی‌های این نوع موسیقی اشاره می‌کند و می‌گوید: «‌ بدون شک موسیقی بلوچی تحت تاثیر موسیقی‌های دیگر قرار دارد ولی در عین حال قائم به ذات خود است و ویژگی‌های خاص خود را دارد. گرایش‌های مختلف در این موسیقی به وفور یافت می‌شود، ولی بدون شک به موسیقی ایرانی بیشتر از موسیقی هندی نزدیک است. »

رستم میرلاشاری، موسیقی دان از بلوچستان ایران، با حمایت دانشگاه موسیقی شهر استکهلم همه ساله دست به برگزاری یک جشنواره جهانی موسیقی می‌زند و هر سال به دعوت او یک گروه موسیقی از ایران نیز دراین فستیوال شرکت می‌کند.

برگرفته از رادیو فردا

ماه های بلوچی

ماه های بلوچی


هر قوم و ملتي از قديم الايام ماههاي مخصوص به خود را داشته‌‌اند و قوم بلوچ نيز يكي از اين اقوام است كه ماههاي مخصوص به خود را دارد و اينكه تعدادي از ماههاي آن مشابه زبان فارسي است دليل بر اقتباس آنها از فارسي نيست، چرا كه اين دو قوم هر دو ريشه آريايي دارند و اشتراك واژگان و كلمات در اين دو قوم مشتق از زبان پهلوي است كه زبان مشترك ايراني‌ها بوده است.


اسامي ماهها كه در بين بلوچ‌هاي منطقه سراوان رايج هستند بدين قرارند:

1. مهرگان Mehregan معادل فروردين: زماني كه هواي خوب و معتدل ناگهان به مدت سه روز سرد مي‌شود و با توجه به ضرب المثل‌ بلوچي براي زمان شروع اين ماه «تي توك كه ارهنارو، شنك ار تلارو» منظور موقعي است كه درخت انار شروع به شكوفه دادن كرده و بزهاي كوهي مي‌زايند. اين زمان بدترين موقع براي شكار است، چرا كه باعث مي‌شود شكارها بوي شكارچيان را احساس و فرار كنند.
2. زرد بهار Zard bahar معادل ارديبهشت: موقع گرايش سبزه‌هاي اوايل بهار به زرد
3. گدگ ترك Gadag Terakk معادل خرداد: وقتي كه پوست بادام‌هاي كوهي شروع به تركيدن كرده و مي‌افتد.
4. هادر Hader معادل تير: موقع رفتن عشاير به شهر براي جمع‌آوري خرما و وزش باد لوار كه باد گرمي است و باعث پخته شدن خرماهاي نارس مي‌شود.
5. هامين Hameyn معادل مرداد: موقع رسيدن خرماها
6. ايرهت يه بهبو Eyraht Ya bohbo معادل شهريور: موقع جمع‌آوري خرما
7. بهشت Bahest معادل مهر: موقع شخم زدن زمين براي كاشت جو و گندم
8. وردارك Wardarok معادل آبان: موقع برگ ريزان
9. مزرء Mazra معادل آذر: موقع شروع سردي
10. دي Day معادل دي: موقع شروع چله زمستان
11. مردار Mordar معادل بهمن: موقعي كه درختان خشكيده بر اثر سرماي شديد چله زمستان به صورت مرده معلوم مي‌شوند.
12. شهريرSahreyr معادل اسفند: موقعي كه شدت سردي هوا پايين آمده و هوا مطبوع و دل‌انگيز مي گردد.

بلوچ و  بلوچستان

بلوچستان سرزمینی است وسیع و متنوع . این سرزمین کهن دارای یکهزار کیلومتر سواحل زیبا میباشد که از کراچی در پاکستان تا تنگه هرمز گسترده است . مساحت تاریخی آن حدود هفصد هزار کیلومتر مربع می باشد. بلوچستان دارای یکی از قدیمی ترین تمدنهای دیرینه و کهن میباشد و جمعیت آن حدود پانزده تا هیجده میلیون نفر می باشد که بین سه تا پنج میلیون آنان در خارج از بلوچستان زندگی میکنند.

بر اساس کشفیات باستان شناسان، بلوچستان که سابقه تاریخی آن به پانزده سال پیش بر میگردد، قدیمی ترین تمدن بشری را در بطن خود پرورانده است. اگرچه تمامی بلوچها دارای تاریخ، زبان، رسوم، آداب، و فرهنگ مشترک میباشند، ولی بلوچستان بین ایران، پاکستان، و افغانستان تقسیم شده است.  بلوچها همواره در طول تاریخ برای بقای فرهنگی و حیات ملی خود مجبور شده اند که از هستی و موجودیت خویش دفاع کنند. بلوچها در طول تاریخ به طور ممتد مورد حمله و هجوم همسایگان و بیگانگان قرار می گرفتند.

درطول تاریخ قوام مختلفی نظیر ترکها، اعراب، فارسها، پنجابیها، پرتقالیها،و انگلیسها به کشتار و قتل عام بلوچها دست زده اند. بدتر از همه اینها کشتار وحشیانه مغولها و چپاول و تاراج بیرحمانه اسکندر مقدونی بوده اند که هر کدام به نوبه خویش هزاران بلوچ را قتل عام کردند.

نام بلوچستان در کتیبه های میخی داریوش بر بیستون و تخت جمشید “مکا” یا “مکران” ضبط شده و از آن به عنوان استان چهاردهم امپراطوری هخامنشی نام برده شده است (سده ششم پیش از میلاد مسیح).  یونانیان باستان در مورد بلوچهای مکران (بلوچستان ) مطالب بسیار زیادی نوشته اند. مورخین مینویسند که نخستین تهاجمی که منجر به کوچ بزرگ آریاها شد هجوم هون های سفید به قسمت باختری رود جیحون بوده که بر اثر آن کوچ اکثریت ساکنین آسیای مرکزی به جانب اروپا آغاز شده است. در این میان بلوچ ها که ساکنین شرقی دریای خزر بودند به نواحی جنوبی و مرکزی ایران (یزد و کرمان) رانده شدند که بعدها از این نواحی نیز به طرف مشرق و سرزمین خشک و صحاری بلوچستان کوچانده شدند.

برخی دیگر از مورخین معتقدند که بلوچ ها ساکنان قدیمی آن سرزمین هستند که حداقل پانزده هزار سال قبل از میلاد مسیح در آنجا بوده اند. عده ای دیگر نیز بر این اعتقادند که بلوچ ها از کنار دریای مدیترانه و سرزمین سوریه فعلی  به شرق مجبور به مهاجرت شده اند. فردوسی در شاهنامه  به طور مفصل در مورد تاریخ بلوچ ها نوشته است. به عنوان مثال میتوان از جنگ بلوچ ها و انوشیروان ساسانی نام برد که فردوسی در باره آن می گوید : براه اندر آگاهی آمد بشاه که گشت از بلوچی جهانی تباه.  یا از سربازان بلوچ که در لشکر سیاوش بودند و به جنگ افراسیاب تورانی رفتند :

هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ    -     ز گیلان جنگی و دشت سروج

فردوسی صفحات زیادی از شاهنامه را به جنگ ما بین پادشاه ایران زمین (کیخسرو) و پادشاه مکران زمین اختصاص داده است. مدارک و شواهد فراوانی وجود دارد ( به عنوان مثال شاهنامه فردوسی و دیگر مورخین سرشناس ایرانی و عرب) که ثابت می کنند مردم بلوچ همواره در تاریخ به عنوان یک ملت شناخته شده اند. بلوچستان گاهی مستقل تحت حکومت پادشاه مکران و گاهی جزوء امپراطوری ایران بوده اند.

بلوچها متحمل ظلم و ستمهای متعددی شده اند اما قساوت و جنایات قاجار بر علیه مردم بیدفاع و بیگناه بلوچ خود داستانی بس دردناک، رنج آور، غم انگیز و نفرت انگیز است. لشکریان قاجاریه بعد از قتل عام هزاران بلوچ، حدود سی هزار مرد اسیر بلوچ را به طریق وحشیانه ای سر بریدند و کشتند و سپس  بیست و سه هزار زن و دختر بلوچ را بعنوان غنائم جنگی اسیر گرفته و بهمراه خود بردند. این زنان بعنوان کنیز، برده و غنائم بین سپاهیان قاجار که از نقاط مختلف ایران بودند تقسیم شدند. جنایات قاجار به حدی سفیح و وقیح بود که کلمه “قجر” به معنی بیگانه جنایتکار در ذهن بلوچ برای همیشه حک شده است.

زبان بلوچی از خانواده زبانهای ایرانی و از ریشه هند و اروپایی میباشد که با لهجه های فراوانی استعمال می شود. بلوچی خود زبانی مجزاء از فارسی میباشد. اگر چه وجوع اشتراک بین این دو زبان وجود دارد، فارسی زبانان قادر به درک و استفهام زبان بلوچی نخواهند بود. فرهنگ لغت، کتاب، مجله و ماهنامه های فراوانی به همراه هزاران شعر و ادبیات زبان بلوچی وجود دارد. بیشتر این مجموعه ها در پاکستان، افغانستان، آفریقا، ترکمنستان، و کشورهای عربی چاپ می شوند. در ایران این گونه مواد به زبان بلوچی کم بوده وبه ندرت یافت می شود.